اعصابم ازش خیییییلی خرده. خیییییلی.
به هرچی دست میزنه خرابش میکنه.
اولین بار کیفم بود که بهش دادم. گفتم بهش که من این کیف رو خیییلی دوس دارم. مراقبش باش. وقتی برگشت زیپش رو شکونده بود. ولقعاااا عصبی بودم ازش ولی چیزی نگفتم. فقط منتظر شدم تا درستش کن. اما اون فقط یه گیره زیپ خرید و دیگه به روی خودش نیاورد.
فلاسک کوچیکی که تو اولین مسافرتمون گذاشته بودش روی آتیش که گرمش کنه و زیرش رو خراب کرده بود.
لگنی که موقع کباب درست کردن ، کفش رو آب کرد و یه نقطه گنده جاش تو لگن موند.
ماشین که تو عروسی پسر داییش بغلش رو زد به یه ماشین دیگه و بابا بعدا منو دعوا کرد و اون هم هیچ وقت به روی خودش نیاورد و اعتقاد داشت معلوم نیست و هیچ وقت درستش نکرد.
دوتا ماشین حساب بهش دادم. یکیش که خییییلی گرون بود رو به صورت جنازه و از بدنه کنده شده بهم داد و اون یکی که جایزه گرفته بودم رو کلا گفت وسط امتحانش خاموش شده و دیگه روشن نمیشه و دیگه هم روشن نشد و اونم باز به روی خودش نیاورد.
گوشیه بابا. که داده بود بهش که تا وقتی گوشی میخره دستش باشه. گوشی بابا الان 4ماهه دستشه و گوشی نخریده و حتی تو رنگ کردن ساختمون ها ، اون گوشی رو هم رنگی کرد و کلا از قیافه افتاده.
الانم که پریشب اومد مثلا آب پرتقال بگیره، دستگاه آب مرکبات گیر بابا اینا رو خراب کرده و کار نمیکنه.
خیییییلی عصبیم ازش.
نه تنها خراب میکنه، دیگه درستش هم نمیکنه.
نمیدونم چیکارش کنم. نمیدونم بهس بگم یا نه.....
عصبیم
خییییییلی
+ نوشته شده در چهارشنبه دهم آذر ۱۳۹۵ساعت 12:47 توسط عروس تنها |
حرف های دلی که نباید گفت...
ما را در سایت حرف های دلی که نباید گفت دنبال میکنید
برچسب: هرچی,دست,میزنه,خراب,میشه, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:48