حرف های دلی که نباید گفت

خرید بک لینک
و مهم تر از همه ترس از اینکه نکنه کار درست و حسابی پیدا نکنه و تا آخر عمر من قرار باشه بار مالی زندگی رو بکشم، دیوونه ام کرده.وقتی بار مالی زندگی رو دوش من باشه. وقتی کمک مالی واسه زندگی لازمه و همسرآدم نتونه حتی یه تومن واسه شروع زندگی بذاره، آدم اون حس حمایت رو به همسرش نداره.نمیدونمنمیدونم تکلیفم الان چیه!صبر یا اتمام همه چی!وقتی میبینم دخترای فامیل خودم و همسری از نظر موقعیت کاری و درسی و مالی و حتی قیافه و سطح خانواده از من پایین ترن ولی زندگی هاشون از نظر مالی آسایش بیشتری از من داره، تردید میکنم به انتخابم. شک میکنم به عرضه شوهرم وقتی میبینم خیلی از پسرایی که من بی عرضه میدونستمشون حرف های دلی که نباید گفت...ادامه مطلب

ما را در سایت حرف های دلی که نباید گفت دنبال می‌کنید

برچسب: چرا,تکلیفم,خودم,نمیدونم, نویسنده: بازدید: 27 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:48

اعصابم ازش خیییییلی خرده. خیییییلی.به هرچی دست میزنه خرابش میکنه.اولین بار کیفم بود که بهش دادم. گفتم بهش که من این کیف رو خیییلی دوس دارم. مراقبش باش. وقتی برگشت زیپش رو شکونده بود. ولقعاااا عصبی بودم ازش ولی چیزی نگفتم. فقط منتظر شدم تا درستش کن. اما اون فقط یه گیره زیپ خرید و دیگه به روی خودش نیاورد. فلاسک کوچیکی که تو اولین مسافرتمون گذاشته بودش روی آتیش که گرمش کنه و زیرش رو خراب کرده بود.لگنی که موقع کباب درست کردن ، کفش رو آب کرد و یه نقطه گنده جاش تو لگن موند. ماشین که تو عروسی پسر داییش بغلش رو زد به یه ماشین دیگه و بابا بعدا منو دعوا کرد و اون هم هیچ وقت به روی خودش نیاورد و اعت حرف های دلی که نباید گفت...ادامه مطلب

ما را در سایت حرف های دلی که نباید گفت دنبال می‌کنید

برچسب: هرچی,دست,میزنه,خراب,میشه, نویسنده: بازدید: 21 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:48

انگار واسه این خانواده به زبون خودشون حرف زدن و وزن طلایی که بهت آویزونه و مهارت در رقصیدن مهم بود.چیزایی که من هیچ کدومش رو نداشتم و از تک تکشون هم بدم میومد و نمیخواستم هیچ وقت داشته باشم. اونا اصلا براشون مهم نبود حتی خوندن و نوشتن بلد باشی.شب با کللللی بغض برگشتم به خونه. از حنابندانی که توی یه اتاق 12متری و با یه بلندگوی 6متری و پذیرایی فقط چایی و بدون عروس تشکیل میشد.شب با کللللی گریه با همسری حرف زدم و همه اینا رو گفتم. گفتم که من تمااااام عمرم برای باسواد شدن و دکتر شدن و کار خوب و موقعیت اجتماعی و یادگرفتن پیانو و نقاشی و ... گذاشتم. چیزایی که واقعااااا بدست آوردنشون سخته اما اینا حرف های دلی که نباید گفت...ادامه مطلب

ما را در سایت حرف های دلی که نباید گفت دنبال می‌کنید

برچسب: حنابندان,پسرعمه,شاید,پسر,دایی, نویسنده: بازدید: 31 تاريخ: شنبه 28 مرداد 1396 ساعت: 1:48

سلام

سلام به دختر خوشگلم

خوبی مامان؟!

من این وبلاگ رو بخاطر تو باز کردم که هروقت خواستی بی اجازه دفتر خاطرات مامانت رو باز کنی و بدونی چه روزهایی رو گذروند تا به تو برسه. تویی که از بچگی فکر تو سرش و دلیل پیشرفت هاشو و امید زندگیش بودی. نازنینم مامان به عشق تو نفس میکشه. مراقب خودت باش و از هرموقعی که با سواد شدی بیا و خاطرات مامان رو بخون.

شاید به بزرگ شدن و خانوم شدن و موفقیتت کمک کنه.

حرف های دلی که نباید گفت...

ما را در سایت حرف های دلی که نباید گفت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 12 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:46

حدود 20-30 سال پیش تو ماه رمضون یه نوزاد کوچولو با چشمای گربه ای متولد شد. این نوزاد اولش بخاطر زردی که داشت به خانواده اش داده نشد و مامانش از دلتنگی تا نی نی خوشگلش رو ببینه همش بی تابی میکرد.

حرف های دلی که نباید گفت...

ما را در سایت حرف های دلی که نباید گفت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 59 تاريخ: يکشنبه 18 مهر 1395 ساعت: 15:46

صفحه بندی