حرف های دلی که نباید گفت

متن مرتبط با «پسر» در سایت حرف های دلی که نباید گفت نوشته شده است

شب حنابندان پسرعمه یا شاید پسر دایی

  • نیلوبلاگ

    انگار واسه این خانواده به زبون خودشون حرف زدن و وزن طلایی که بهت آویزونه و مهارت در رقصیدن مهم بود. چیزایی که من هیچ کدومش رو نداشتم و از تک تکشون هم بدم میومد و نمیخواستم هیچ وقت داشته باشم. اونا اصلا براشون مهم نبود حتی خوندن و نوشتن بلد باشی. شب با کللللی بغض برگشتم به خونه. از حنابندانی که توی یه اتاق 12متری و با یه بلندگوی 6متری و پذیرایی فقط چایی و بدون عروس تشکیل میشد. شب با کللللی گریه با همسری حرف زدم و همه اینا رو گفتم. گفتم که من تمااااام عمرم برای باسواد شدن و دکتر شدن و کار خوب و مو...

    ادامه مطلب