حرف های دلی که نباید گفت

متن مرتبط با «میشه» در سایت حرف های دلی که نباید گفت نوشته شده است

به هرچی دست میزنه خراب میشه

  • نیلوبلاگ

    اعصابم ازش خیییییلی خرده. خیییییلی. به هرچی دست میزنه خرابش میکنه. اولین بار کیفم بود که بهش دادم. گفتم بهش که من این کیف رو خیییلی دوس دارم. مراقبش باش. وقتی برگشت زیپش رو شکونده بود. ولقعاااا عصبی بودم ازش ولی چیزی نگفتم. فقط منتظر شدم تا درستش کن. اما اون فقط یه گیره زیپ خرید و دیگه به روی خودش نیاورد. فلاسک کوچیکی که تو اولین مسافرتمون گذاشته بودش روی آتیش که گرمش کنه و زیرش رو خراب کرده بود. لگنی که موقع کباب درست کردن ، کفش رو آب کرد و یه نقطه گنده جاش تو لگن موند. ماشین که تو عروسی پسر داییش بغلش رو زد به یه ماشین دیگه و بابا بعدا منو دعوا کرد و اون هم هیچ وقت به روی خودش نیاورد و اعت...

    ادامه مطلب
  • وقتی قراره بشه، با تمام مقاومتت بازم میشه....

  • نیلوبلاگ

    اون کسی که معرف اون آقا بود دوباره زنگ زد و دائم اصرار میکرد که اگر فکر میکنه اخلاق و ایمانش خوبه و سالمه، بقیه چیزا تکلفه و به مرور درست میشه. رزق و روزی دست خداست و منم اول ازدواج شوهرم وضع مالی خوبی نداشت و الان بیا و ببین چه و چه.... من از اصرار بیجای اون خانوم کفری شدم. محکم در رو کوبیدم و به مامانم گفتم وقتی میگم نه یعنی نه! و قهر کردم. مامانم از فرداش هی بهم میگفت مگه تو نگفتی خواستگار با ایمان میخوای؟! خب این با ایمانه دیگه! چرا پس حتی یه بار باهاش حرف درست و حسابی نمیزنی؟ گفتم که شروع کرده بودم به رفتن به کلاس های مذهبی! از اون کلاسا خییییلی تاثیر گرفت...

    ادامه مطلب